خندان و شاد بودن ویژگی فطری هر انسان است و شاید بتوان گفت جهان بدون خنده و شادی و سرگرمی معنایی نخواهد داشت.این امر تاجایی اهمیت دارد که خداوند هم در آیه ی 82 سوره ی توبه کسانی را که از همراهی با رسول خدا در جهاد سرباز زدند را اینگونه تنبیه میکند که:”پس به سزای انچه کسب میکردند باید کم بخندند و بسیار گریه کنند

 

 


و همچنین در آیات 43 و 44 سوره ی نجم خندیدن را هم به عنوان نمونه ای از قدرت عظیم خود ذکر میکند و ان را هم ردیف اعمال میراندن و زنده کردن و آفرینش و… قرار میدهد و میفرماید:

“و هموست که می خنداند و می گریاند”"و هموست که می میراند و زنده می کند”و…

پس درکل خندیدن امری پسندیده ست اما نکته در چگونگی این امر است و اینکه به چه قیمتی میخندیم.

به قیمت مسخره کردن دیگران؟به قیمت آب در آسیاب دشمن ریختن؟به قیمت رنجاندن عده ای از خود؟یا…؟؟؟

خوب است در این مورد هم به کلام خداوند رجوع کنیمدر سوره ی همزه:”وای بر هر عیبجوی طعنه زن”

باید گفت که یکی از مهم ترین و فراگیرترین ابزار خندیدن،همین جوک و لطیفه هایی ست که در اطرافمان فراوان است.با یک رجوع گذرا به اینترنت و کتاب فروشی ها و حتی گوشی موبایلمون میتونیم خیلی راحت به سیل عظیمی از جوک دسترسی پیدا کنیم.

اما مشکل در اینجاست که اکثر این جوک ها چیزی نیست جز توهین محض به اقوام و افراد و اعتقادات مختلف،که بعد از خوندنشون لبخندی بر لبانمان مینشیند و شاید آن را برای ده ها نفر دیگر بفرستیم یا تعریف کنیم، بی آنکه بدانیم این جوک می توند چه لطمه ای به کشورمان بزند یا اصلا اهداف پشت پرده ی این لطایف الحیل چیست و اینکه حقیقتا راهی به جز توهین،برای خندیدن وجود ندارد؟؟؟

به هر حال از همه ی این مقدمات که بگذریم،خوب است عرض کنم که قرار است در این مقاله به بررسی سیر تحولات و رشد این قسم لطایف بپردازیم و اینکه اصلا این توهین ها از کجا شروع شد و قرار است تا کجا پیش بروند. تا انشالله بتوانیم ضمن جلوگیری از انتشار بیشتر این قسم سرگرمی های آمیخته با توهین،سرگرمی مناسب برای جایگزینی با این حیلت ها پیدا کنیم.

اصولا محور اصلی این لطایف رذایل اخلاقی است چرا که ما انسانها به فضیلت کسی نمی خندیم.این رذایل عموما عبارت است از:جهل و نادانی،خساست،تنبلی،بی غیرتی،بی حیائی و… که به اقوام و افراد و اصناف مختلفی اعم از ترک،لر،فارس،روحانیت،سیاسیون و… نسبت داده میشوند.

تصمیم این است که نخست به بررسی گام به گام سیر توهین به هر یک از اقوام و افراد بپردازیم و در هر قسمت یک یا چند گروه را مورد بررسی قرار دهیم.

باشد که به لطف حق تعالی گام محکمی برداریم در جهت رضایت خداوند و آقا امام زمان و تعالی روز افزون این سرزمین پرافتخار.

 

خندان و شاد بودن ویژگی فطری هر انسان است و شاید بتوان گفت جهان بدون خنده و شادی و سرگرمی معنایی نخواهد داشت.این امر تاجایی اهمیت دارد که خداوند هم در آیه ی 82 سوره ی توبه کسانی را که از همراهی با رسول خدا در جهاد سرباز زدند را اینگونه تنبیه میکند که:”پس به سزای انچه کسب میکردند باید کم بخندند و بسیار گریه کنند”

و همچنین در آیات 43 و 44 سوره ی نجم خندیدن را هم به عنوان نمونه ای از قدرت عظیم خود ذکر میکند و ان را هم ردیف اعمال میراندن و زنده کردن و آفرینش و… قرار میدهد و میفرماید:

“و هموست که می خنداند و می گریاند”"و هموست که می میراند و زنده می کند”و…

پس درکل خندیدن امری پسندیده ست اما نکته در چگونگی این امر است و اینکه به چه قیمتی میخندیم.

به قیمت مسخره کردن دیگران؟به قیمت آب در آسیاب دشمن ریختن؟به قیمت رنجاندن عده ای از خود؟یا…؟؟؟

خوب است در این مورد هم به کلام خداوند رجوع کنیمدر سوره ی همزه:”وای بر هر عیبجوی طعنه زن”

باید گفت که یکی از مهم ترین و فراگیرترین ابزار خندیدن،همین جوک و لطیفه هایی ست که در اطرافمان فراوان است.با یک رجوع گذرا به اینترنت و کتاب فروشی ها و حتی گوشی موبایلمون میتونیم خیلی راحت به سیل عظیمی از جوک دسترسی پیدا کنیم.

اما مشکل در اینجاست که اکثر این جوک ها چیزی نیست جز توهین محض به اقوام و افراد و اعتقادات مختلف،که بعد از خوندنشون لبخندی بر لبانمان مینشیند و شاید آن را برای ده ها نفر دیگر بفرستیم یا تعریف کنیم، بی آنکه بدانیم این جوک می توند چه لطمه ای به کشورمان بزند یا اصلا اهداف پشت پرده ی این لطایف الحیل چیست و اینکه حقیقتا راهی به جز توهین،برای خندیدن وجود ندارد؟؟؟

به هر حال از همه ی این مقدمات که بگذریم،خوب است عرض کنم که قرار است در این مقاله به بررسی سیر تحولات و رشد این قسم لطایف بپردازیم و اینکه اصلا این توهین ها از کجا شروع شد و قرار است تا کجا پیش بروند. تا انشالله بتوانیم ضمن جلوگیری از انتشار بیشتر این قسم سرگرمی های آمیخته با توهین،سرگرمی مناسب برای جایگزینی با این حیلت ها پیدا کنیم.

اصولا محور اصلی این لطایف رذایل اخلاقی است چرا که ما انسانها به فضیلت کسی نمی خندیم.این رذایل عموما عبارت است از:جهل و نادانی،خساست،تنبلی،بی غیرتی،بی حیائی و… که به اقوام و افراد و اصناف مختلفی اعم از ترک،لر،فارس،روحانیت،سیاسیون و… نسبت داده میشوند.

تصمیم این است که نخست به بررسی گام به گام سیر توهین به هر یک از اقوام و افراد بپردازیم و در هر قسمت یک یا چند گروه را مورد بررسی قرار دهیم.

باشد که به لطف حق تعالی گام محکمی برداریم در جهت رضایت خداوند و آقا امام زمان و تعالی روز افزون این سرزمین پرافتخار.

توهین به ترک ها و لرها:

ردپای ترک ها در لطیفه ها را میتوان در لطایف عبید زاکانی در قرن هشتم هم یافت اما نه به عنوان افرادی جاهل بلکه در آنجا و حتی در صده های قبل از آن و تا قرن ها بعد،ترک ها در آثار شاعران و نویسندگان با صفت زیبارویی به کار برده شدند.

اما برای جواب به اینکه چرا این صفت تغییر یافت را شاید باید دنبال ردپای یک ترک معروف و بزرگ در تاریخ گشت که درین صورت میرسیم به حکومت شاهان قاجار.

برای انتقاد از هر حکومت، راه های زیادی هست و یکی ازین روش های مرسوم،به سخره گرفتن سران آن حکومت است.در ظلم و ستم و بی لیاقتی شاهان قاجار مدارک و مستندات تاریخی فراوان است مثلا جمله ی معروف آغا محمدخان قاجار که میگوید:”اگر میخواهی حکومت کنی مردم را بی سواد و گرسنه نگه دار”.

شاید همین ها مردم را به توهین علیه آنان و قومشان واداشته باشد و احتمالا این انقادها زمینه ساز ورود قوم ترک  با صفتی مذموم در لطیفه ها در سالیان بعد شده.

ضرب المثل معروف تفرقه بیانداز حکومت کن در اواجر حکومت قاجار مصداق بارزی پیدا میکند.این زمانی ست که ایران تبدیل به یک پایگاه نظامی برای کشور های انگلیس و روسیه شده بود و هرگونه حرکت ضد این دولت ها قطعا پای شاه را هم وسط میکشید و او را وادار به عکس العمل میکرد.

یکی ازین حرکت ها،جنبش مشروطه بود که با تمام فراز و نشیب هایش بدست مظفرالدین شاه به تصویب رسید ولی پس از فوت وی،محمد علی شاه آن را به رسمیت نشناخت و درین امر حمایت همه جانبه ی ابر قدرت ها را در اختیار داشت.

اما مخالفتی اینجا شکل میگرد توسط ترک ها و آذری ها ست و در راس مخالفان ستار خان و باقر خان که علاوه بر طرفداری از مشروطه به مقاوت سرسختانه علیه قوای روسیه (که خود تحت امر انگلیس است) می پردازند.و اینجاست که توطئه ی توهین شکل میگیرد و کم کم در اذهان مردم جا باز میکند.

جوک های ترکی در ابتدا و تا سالها بعد از آن صرف توهین محض به خود قومیت ترک بود و این امر زمانی اثر خود را نشان داد که در دوره ی حکومت پهلوی و رضاشاه با روی کار آمدن و اوج گرفتن پان ترکیسم در ترکیه و اطراف آن،در ایران هم این امر روی کار آمد و این جوک ها بهانه یخوبی بود برای کشاندن ایرانیان خطه ی آذربایجان به پان ترکیسم و اعلام جدایی طلبی .

طرفداری رضا شاه برای ایجاد و حمایت حزب پان ایرانیسم هم قوز بالا قوز این ماجرا بود.هرچند که به لطف الهی و با هوشیاری مردم عمل جدایی آذربایجان تا کنون انجام نشده اما باعث تاسف است که حذب پان ترکیسم هنوز به حیات خود در ایران ادامه میدهد و متاسفانه ضعیف هم به نظر نمیرسد و قطعا مهم ترین دلیل حیات آن همین توهین ها و جک هایی است که فراوان به کار میروند.

کم کم بعد از سالها فعالیت دشمن و جا انداختن صفت جهل برای اقوام ترک و جوک های صرف توهین محض، نوبت به اجرای فازهای بعدی این توطئه شد و در لوای جوک ترکی حرف ها وعقاید دیگری را نیز مطرح کردند.از توهین به دیگر اقوام گرفته تا توهین به ائمه و قرآن و ادیان و…

البته روشی که دشمنان به کار گرفتند بسیار عالی و بهترین نوع خود است به طوری که نیازی نیست خودشان جک بسازند و پخش کنند بلکه جریان  را راه میاندازند و کنار رفته و تماشا میکنند و دیگر خود مردم هستند که کار جک سازی و پخش آن را انجام میدهند.ولی دشمن از کنترل کردن و جریان سازی دست برنمی دارد.

مثلا جریان توهینی که جدیدا ایجاد شده و آن توهین به قو.می دیگر یعنی لر هاست.

این قضیه بسیار عجیب به نظر میرسد چرا که تا پیش از این نشانی از لر ها چه در جوک و لطیفه ها و چه در عرصه ی حکومتی دیده نشده،پس شروع این جریان از کجا بوده؟

قطعا این ماجرا ربطی به دعوای مضحک ترک و فارس ندارد و حتی حذبی به نام پان لریسم هم وجود ندارد. ردپاهای ابتدایی این جریان ما را به یک سری جوک ترکی رساند که به گروهی دیگر برای رویارویی با ترک ها در آن جوک نیاز داشت و این گروه غالبا لرها بودند.

درین جوک ها اکثرا قومی که جاهل تر جلوه میکرد،هنوز هم ترک ها بودند در نتیجه لر ها چنان عکس العمکلی نشان ندادند و مردم هم متوجه این تغییر نشدند.بعدها جوک های لری با محوریت به سخره گرفتن لهجه ی لری به وجود آمد تا اینکه لرها هم کاملا وارد این توطئه شدند به طوری که دیگر فرقی نمیکند جای کلمه ی ترک در یک جوک،عبارت لر را قرار دهید درواقع این جایگزینی و یکسان سازی با کمال تاسف با موفقیت انجام شد و همچنان مردم ما از روی ناآگاهی بر این قضیه دامن میزنند.

اما توطئه ی مکملی هم پا به پای این جریانات حرکت میکند و ان معرفی هر یک ازین اقوام به عنوان اولین تمدن ها و خاستگاه  تمدن بودن است.به طوری که مثلا امروزه جریاناتی در فضای مجازی نمود پیدا کرده که لرها و بختیاری ها را به عنوان تنها قوم اصیل اریایی و قومی که تاریخش از دیگر اقوام بیشتر است معرفی میکند و مشابه همین حرف ها در مورد قوم ترک هم زده میشود.

به راستی هدف از این همه تخریب و توطئه ی سازماندهی شده و منظم چه میتواند باشد جز ایجاد تفرقه ی هرچه بیشتر در سرزمینی که از اقوام و گویش ها و لهجه ها و رسوم مختلف آکنده است؟