گاهی یک فنجان چای ، کنار تو

خدا؛ می شود  بهترین آرزوی من

گاهی نشسته ام خندان کنار تو

امّا دورمی شوی تو از مَزار من

چه زود رفته ام من از کنار تو

چه سرد می شود ؛ بی توهوای من

بیا دل سپرده ام به وفات ؛کنار تو

چه سود که وفا نکند به وفات من

آنجا که گُل می شود،همه حرفهای تو

آنجا که گِل می شود ،همه دنیای من

بیا کم کنیم ،من و تو ،از کنار هم

بیا جمع کنیم فاصله را، از کنار هم

بیا که ما شویم ، باهم کنار هم

بیا نقد است امروز ،  بیا کنارهم

 

شعر از : رضا پورشیخ     همین امروزصبح