بعد از خواندن نماز زیارت و به نیابب دوستان و نایب شدن از طرف ایشان به بقیع رفتیم .... طبق معمول شرطه ها و طلبه های آل سعود از خواندن زیارت نامه و یا ایراد ارادت ممانعت بعمل می آوردند ولی با توجه به این سختگیری باز هم با نجوا به خواندن دعا و زیارت نامه در محوطه بقیع پرداختیم بطوری که تعدادی از دوستان طوری داخل حال محلول شده بودند که فراموش کردند در میان لانه ی زنبور قرار دارند .... ایشان در این یکساعتی که درب بقیع باز است برای توزیع نوار و لوح و کتوب اعتقادی خود از هیچ کوششی دریغ نمی کنند به تعدادی آموزش داده اند تا با بحث تمسخر آمیز ؛ شیعیان را خرد کنند مثلاً یکی از آنها زیارت نامه را برداشته بود و می گفت: ای جعفر بن محمد کجایی که بیایی ببینی دارند به تو سلام می دهند

با خودم گفتم : تو را خداوند کر و کور و لال کرده چه تقصیری به امام جعفر صادق ( ع) وارد است...

چند دقبقه ای هم البته با اصرار من در بین الحرمین دوستان خسته را جمع کردم تا چند عکس یادگاری بگیریم

و چون باید برای غروب مدینه را به قصد احرام در مسجد شجره ترک می کردیم برای صبحانه و استراحت به طرف هتل بازگشتیم

تا غروب خواب بودم ساعت 4 حاج آقا رسولی گفتند: ساعت 5 با لباس احرام در لابی هل