اگر کسی هدیه ای را برایش گرفتیت نگیرد

و یا آنرا پس بفرستد

و یا به کسی دیگری ببخشد

مانند چیست؟

اما چه کسی ببخشد و چی ببخشد و کِی ببخشد؟

جواب را در ادامه مطلب بخوانید

 



پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: هدیه دادن به زمامدار (و مسئولین حکومت) خیانت است. (میزان الحکمة،ج 14،ص 160)
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: به یکدیگر هدیه بدهید تا دلهایتان نسبت به هم با محبت شود، به یکدیگر هدیه دهید زیرا که هدیه کینه ها و دشمنی ها را از بین می برد. (الکافی،ج 5،ص 144)
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: هفت چیز بر عقل صاحب آنها دلالت می کند: 1- ثروت از میزان عقل صاحب آن پرده بر می دارد (که چگونه بدست آورده و چگونه مصرف می کند) 2- نیازمندی، بر عقل نیازمند دلالت دارد (که چگونه تحمل می کند و چگونه درخواست می کند) 3- بلا و مصیبت بر عقل بلا دیده دلالت دارد (چه کار کرده که مبتلا شده و بعد از ابتلا چگونه رفع می کند و چگونه تحمل می کند) 4- خشم و غضب بر عقل خشمگین دلالت دارد (بر اثر چه چیزی خشمگین شده و چگونه خود را کنترل می کند) 5- نامه و نوشته بر عقل نویسنده آن دلالت دارد (شیوه نگارش و هدف آن چه بوده است) 6- فرستاده بر عقل فرستنده دلالت دارد (فرستنده هر گونه صفاتی داشته باشد مانند تقوا، علم و یا مصیبت و جهالت فرستاده را همانند خود انتخاب می کند) 7- و هدیه بر اندازه عقل هدیه دهنده دلالت دارد (که هدیه را به چه عنوان می فرستد و چه چیزی را انتخاب می کند). (معدن الجواهر،ص 60)
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: چه خوش هدیه ای است، سخن حکمت آمیز. (نهج الفصاحه،ص 632،ح 3132)
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: کسی که هدیه خود را پس بگیرد، مانند کسی است که

استفراغ خود را بخورد. (بحار،ج 103،ص 189)

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری ندارند، شما صدقه و دعایی به آنها هدیه دهید. (مستدرک،ج 2،ص 114)
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: ای علی علیه السلام بزودی بعد از من مردم بوسیله اموالشان مورد آزمایش قرار می گیرند، و بوسیله دینشان بر پروردگارشان منت می گذارند، آرزوی رحمت او را دارند (در حالی که از دستورات او پیروی نمی کنند) و از خشم او ایمن هستند، حرام او را با شبهات ندرست و هواهای غافل کننده حلال می شمارند، شراب را بوسیله آب انگور یا خرما حلال می شمارند، (و همچنین) رشوه را با هدیه، و ربا را با خرید و فروش (حلال و پاکیزه می دانند). (میزان الحکمة، ج 4،ص 3451)
مردی خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرض کرد آیا به من اجازه می دهید که آرزوی مرگ کنم، حضرت فرمودند: مرگ چیزی است که چاره ای از آن نیست، و مسافرتی است طولانی که سزاوار است برای کسی که بخواهد به این سفر برود ده هدیه با خود ببرد، پرسید آن هدایای کدامند؟ حضرت فرمودند: 1- هدیه عزرائیل 2- هدیه قبر 3- هدیه نکیر و منکر 4- هدیه میزان 5- هدیه (پل) صراط 6- هدیه مالک (جهنم) 7- هدیه مالک (زضوان) 8- هدیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 9- هدیه جبرئیل 10- و هدیه خداوند متعال.
اما هدیه عزرائیل که چهار چیز است: 1- رضایت حق داران 2- قضای نمازها 3- اشتیاق به خدا 4- و آرزوی مرگ، و اما هدیه قبر که چهار چیز است: 1- ترک سخن چینی 2- استبراء ار بول 3- تلاوت قرآن 4- و نماز شب، و اما هدیه نکیر و منکر که چهار چیز است: 1- راستگویی 2- ترک غیبت 3- حق گویی 4- تواضع در برابر همه، اما هدیه میزان که چهار چیز است: 1- فرو خوردن خشم 2- تقوای راستین 3- رفتن به سوی جماعت ها 4- و دعوت به سوی آمرزش (الهی)، اما هدیه صراط که چهار چیز است: 1- اخلاص 2- خوش اخلاقی 3- زیاد به یاد خدا بودن 4- و تحمل آزار دیگران، و اما هدیه مالک (و نگهبان جهنم) که چهار چیز است: 1- گریه از ترس خدا 2- صدقه ی مخفی 3- ترک گناهان 4- و خوش رفتاری با پدر و مادر، و اما هدیه مالک رضوان (نگهبان بهشت) که چهار چیز است: 1- صبر در ناملایمات 2- شکر بر نعمت 3- انفاق مال در راه اطاعت خدا 4- و رعایت امانت در مال وقفی، و اما هدیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که چهار چیز است: 1- دوست داشتن او 2- پیروی از سنت او 3- دوست داشتن اهل بیت او 4- زبان از بدی ها حفظ کردن، و اما هدیه جبرئیل که چهار چیز است: 1- کم حرف زدن (1) 2- کم خوردن 3- کم خوابیدن 4- و مداومت بر حمد، و اما هدیه خداوند متعال چهار چیز است: 1- امر به نیکی 2- نهی از بدی 3- نصیحت و خیرخواهی برای مردم 4- و مهربانی کردن با همه. (مواعظ العددیه،ص 367)
منبع:
1- در مواعظ العددیه که سال 1068 هجری توسط مرحوم محمد بن حسن حسینی عاملی که از اسباط شهید ثانی است تألیف شده یکی از موارد چهارگانه از هدایای جبرئیل از قلم افتاده است، با توجه به احادیث دیگر از اهل بیت علیه السلام که غالبا بعد از کم خوردن و کم خوابیدن، کم حرف زدن ذکر شده لذا به جای مورد محذوف (کم حرف زدن اضافه گردید اگر چه ممکن است مورد دیگری باشد) و همچنین در مستدرک سفینة البحار که مؤلف آن مرحوم علی نمازی شاهرودی که متوفی 1405 هجری می باشد که تقریبا 300 سال بعد از مواعظ العددیه تألیف شده همین مورد (کم حرف زدن) را ایشان هم آورده اند.
پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: هر کس داخل بازار شود و هدیه ای بخرد و آن را به سمت اهل و عیالش ببرد مانند کسی است که صدقه ای را برای مردمان نیازمندی می برد، و (در هنگام دادن هدیه) باید از دختران قبل از پسران شروع کند، زیرا که هر کس دخترش را خوشحال کند گویا برده ای از نسل اسماعیل علیه السلام را آزاد کرده است و هر کس چشم پسرش را روشن کند گویا از ترس خدا گریه کرده است و هر کس از ترس خدا گریه کند خداوند او را داخل بهشت های پر از نعمت می کند. (ثواب الاعمال،ص 201)
امام علی علیه السلام می فرمایند: ملالت و گله کردن، زنده کننده دوستی است، هدیه دادن محبت را جلب می کند. (غررالحکم،ج 1،ص 15)
امام حسین علیه السلام می فرمایند: کسی که هدیه تو را پذیرفت، تو را بر بزرگواری کمک کرده است. (میزان الحکمة،ج 3،ص 2690)

اما هدیه در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما

 

معمولا اگر کسی برادر دینی خود را زیاد دوست داشته باشد یا بخواهد با کسی رابطه دوستی برقرار کند، دنبال فرصتی است تا دوستی و محبت خود را به او نشان دهد. یکی از بهترین روشهای ابراز علاقه انسانها به یکدیگر، هدیه دادن است. هدیه دادن به این معناست که من از تو کینه ای در دل ندارم. تو در دل من جای داری و خطاهای تو را بخشیده ام و همین است کار هدیه که به گفته حضرت محمد(ص) گوش و چشم و دل را از کار می اندازد.(1) در حدیث دیگری از پیامبر اعظم(ص) است که: “هدیه به یکدیگر بدهید تا رشته محبتتان استوار شود، زیرا هدیه، محبت را بیفزاید و کینه و کدورت را از میان ببرد.”(2) از رسوم زیبای نویسندگان این است که در صفحات آغازین کتاب خود، آن را به استاد یا والدین یا عزیزانشان هدیه می کنند. در فرهنگ اسلامی، مهریه به عنوان یک هدیه از سوی شوهر به همسرش مطرح شده است(3) که البته دادن آن واجب است. اهل بیت معصومین(ع)، گاهی اوقات به درخواست یارانشان، خلعت و کفن به آنها هدیه می کرده اند. در سخنان پیامبر(ص) از میهمان به عنوان هدیه ای از طرف خداوند یاد شده است.(4) بسیار خوب است که دیدارها، همراه با تحفه و هدیه ای باشد تا لذت بخش تر و مودت آمیزتر گردد. همچنین در دیدارهای پس از مسافرت و زیارت، سوغات آوردن خوب است که سنتی است اسلامی. از مولایمان علی(ع) است: “هدیه دوستی می آورد”(5) عیدی گرفتن ها و جوایز دوران کودکی و تحصیل یکی از فراموش نشدنی ترین خاطرات زندگی همه ماست.
    انواع هدیه:
    در حدیثی که مشترکا از حضرت محمد(ص) و حضرت صادق(ع) نقل شده است: هدیه سه گونه است: هدیه جبرانی، هدیه رشوه ای و تملق آمیز و هدیه به خاطر خداوند.(6) اما از جنبه دیگر می توان، هدیه را به دو نوع مادی و معنوی تقسیم بندی کرد. در صورتی که هدیه امری معنوی باشد ارزش آن بیشتر و اثر آن بزرگتر خواهد بود. به گفته علی(ع:) چه خوب هدیه ای است، اندرز و موعظه.(7) امام صادق(ع) می فرمایند: محبوبترین برادرانم نزد من کسی است که عیبهایم را به من هدیه کند.(8) چیزی که شاید بسیاری از ما از آن خوشمان نیاید. در حدیثی دیگر از رسول خدا (ص) آورده اند که: بهترین هدیه سخن حکیمانه ای است که بنده آن را بشنود و سپس ابتدا خود آن را بیاموزد و آنگاه (به دیگران) بیاموزد.(9) در بیانی دیگر از پیامبر(ص) است که بهترین هدیه ای که انسان مسلمان به برادر خود می دهد، سخن حکیمانه ای است که خداوند به سبب آن بر هدایت او بیفزاید و از هلاکت بازش دارد.(10)
    آداب هدیه دادن:
    1) اولین نکته ای که باید به آن عمل کرد این است که ما، باید هدیه دادن را شروع کنیم. به فرموده علی(ع:) “به کسی که به تو هدیه نمی دهد، هدیه کن.”(11) شاید شما هم با من موافق باشید که لذت هدیه دادن بیش از هدیه گرفتن است.
    2) در انتخاب نوع هدیه باید دقت کرد، زیرا این امر تاثیر بسزایی در روحیه گیرنده آن دارد اما این امر نباید منجر به اسرافکاری و وسواس شود. مسائل عرفی را باید در نظر گرفت. ارزش معنوی و عاطفی هدیه جای توجه است نه ارزش مادی و ریالی آن. گاهی یک شیشه عطر، یک تسبیح و سجاده، یک کتاب و مجله، یک جفت کفش و یک دست لباس، یک کیف و جوراب، یک شیرینی و میوه محلی از محل سفر و... حلاوتی فراموش نشدنی پدید می آورد.(12)
    3) هدیه را می توان بدون دلیل و مناسبت خاصی داد. اما در مناسبتهای خاص، این کار جلوه دیگری پیدا می کند . به تناسب هدیه گیرنده، می توان در روزهای مختلف سال (روز مادر، زن، دانشجو، جانباز و...) هدیه مناسبی بگیریم. حدیثی بسیار جالب از پیامبر اکرم(ص) در مورد سوغات نقل شده است: “هرگاه یکی از شما به سفر رفت، هنگامی که به سوی خانه و خانواده اش بر می گردد، حتما برایشان هدیه و سوغات آورد، حتی اگر شده سنگی باشد!”(13) هدیه را می توان در رفت و آمدهای فامیلی و یا به مناسبت موفقیت علمی، ورزشی و... یک آشنا یا دوست به او داد. یکی دیگر از موقعیتهای مناسب برای هدیه دادن، هنگام عیادت از بیمار است. یکی از غلامان امام صادق(ع) می گوید: یکی از آشنایان بیمار شد. جمعی از دوستان به ملاقات او می رفتیم که در راه، به امام صادق(ع) برخوردیم. امام پرسید: کجا؟ گفتیم: به عیادت فلانی می رویم. فرمود: بایستید. ما نیز ایستادیم. پرسید: آیا میوه ای، سیبی، گلابی، عطر و... چیزی همراه دارید؟ گفتیم: نه، هیچ یک از اینها را نداریم. فرمود: آیا نمی دانید هرچه که نزد بیمار برده شود، با همان خوشحال می شود و مایه راحت و استراحت او است؟(14) بعضی اوقات نیز می توان هدیه را مشروط کرد؛ که این امر در بین والدین برای پیشرفت فرزندان و در مسابقات مختلف رواج دارد. در اعیاد مختلف مثل عید غدیر و.. . نیز توصیه به هدیه دادن شده ایم. امیرالمومنین(ع( )در خطبه روز عید غدیر) فرمود: وقتی که به همدیگر رسیدید، همراه سلام، مصافحه کنید و در این روز به یکدیگر هدیه دهید... پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است.(15) همانطور که شخص زنده با هدیه خوشحال می شود، میت نیز با ترحم و استغفار خوشحال می شود. سعی کنیم مردگان را نیز از هدیه های خود بی نصیب نگذاریم.
    4) هدیه دادن همیشه زیباست. بعضی از هدیه ها فقط یادگاری اند واستفاده خاصی ندارند مثل تندیسها، لوحهای تقدیر و مدالهای رنگارنگ. اما هدیه دادن وقتی که مورد نیاز گیرنده باشد زیباتر است و به فرموده رسول خدا(ص:) چه نیکوست، هدیه به هنگام حاجت،(16) هدیه مفید، ارزش زیادی دارد، علی(ع) می فرماید: اگر به برادر مسلمان خود هدیه ای دهم که به کارش آید، خوشتر است نزد من از اینکه همانند آن هدیه، صدقه دهم.(17)
    5) در اسلام، سفارش به قبول هدیه- حتی اگر کوچک و کم باشد- شده است و نیز اینکه باید اخلاص وبزرگ منشی داشت و انتظار عوض و جایگزین برای هدیه ای که داده ایم را نداشته باشیم. پیامبر(ص) هدیه را می پذیرفت و در برابر آن پاداش می داد. (18) پیامبر(ص) فرمودند: از احترام مرد به برادرش این است که پیشکش او را بپذیرد.(19) و نهایت احترام خود را به هدیه دهنده در جمله ای دیگر به زیبایی بیان می فرمایند: “اگر پاچه گاو یا گوسفندی هم به من هدیه دهند آن را می پذیرم(20) و جمله زیبای دیگر آن حضرت(ص:) هدیه روزی خداست؛ هرکه چیزی بدو هدیه دادند، بپذیرد(21) زن مستمندی هدیه ای برای عایشه آورد، اما عایشه از روی ترحم و دلسوزی آن را قبول نکرد. پیامبر(ص) به او فرمود: چرا آن را قبول نکردی و متقابلا هدیه به او ندادی که فکر نکند او را تحقیر کرده ای؟ ای عایشه، فروتن باش، زیرا خداوند فروتنان را دوست می دارد و از افراد متکبر نفرت دارد.(22)
    6) هدیه گرفتن و اهدای دوباره آن به هدیه دهنده در زندگی بسیاری از بزرگان ما دیده می شود. بسیاری از مردم، هدیه هایی را برای امام خمینی(ره) می فرستادند و امام نیز با قبول آن، دوباره آن را برای فرستنده هدیه می کرده اند. این روش، در ورزشکاران ما نیز نمونه هایی دارد. بسیاری از قهرمانان ملی و بین المللی ما هستند که مدالهای خود را به حرم ائمه معصومین و یا امور خیریه اهدا می کنند.
    چند پیشنهاد جالب:
    1) عزیزان خود را با یک هدیه کوچک غیرمترقبه شاد کنیم.
    2) کتاب و نشریات مختلف، هدایای خوبی هستند. امام خمینی(ره) کتاب صحیفه سجادیه را به یکی از فرزندانشان اهدا کردند.
    3) می توانیم کاری که خودمان با تلاش خود و خلاقیت خودمان انجام داده ایم را هدیه کنیم. امام خمینی کتاب آداب الصلاه را که نوشته خودشان بود به فرزندانشان هدیه می دادند.
    4) از هر هدیه ای که به شما می دهند قدردانی کنید، مهم نیست چه اندازه باشد.
    5) به کسی که به شما حسادت می کند هدیه دهید تا حسد او درمان شود.
    ***
    پی نوشتها:
    1- نهج الفصاحه، 3169
    2- همان، 1189
    3- سوره نساء، آیه 4 (واتوا النساء صدقاتهن نحله: و مهر زنان را به عنوان هدیه ای از روی طیب خاطر به ایشان بدهید.)
    4- مستدرک الوسایل، ج 16، ب33، ص 257،ح 4
    5- غرر الحکم، ج7، ص 421
    6- میزان الحمه، ج 14
    7- همان
    8- همان، ج9
    9- همان، جلد14
    10- همان
    11- میزان الحکمه، ج14
    12- اخلاق معاشرت، جواد محدثی
    13- مکارم الاخلاق، طبرسی، ص 266
    14- همان، ص 361
    15- وسائل الشیعه، 7/327
    16- نهج الفصاحه، 3126
    17- میزان الحکمه، ج 14
    18- روایتی از عایشه در میزان الحکمه، ج14
    19- میزان الحکمه، ج14
    20- همان
    21- نهج الفصاحه، 3170
    22- میزان الحکمه، ج 14